پنجشنبه ۰۵ شهریور ۰۵

آرشیو تیر ماه 1399

فلز آلومينيوم داري تركيباتي انعطاف پذير است كه به صورت سنگ معدن يافت ميشود

۱۸ بازديد

همانطور كه از نام اين فصل پيداست اين فصل برروي انتخاب و تنظيم وسايل تقويت كننده شنوايي در كودكان تمركزخواهد كرد.ممكن است تعجب كنيد كه چرا اين موضوع در قالب فصلي جداگانه ارائه شده است درحاليكه اين موضوع  هم مورد بحث قرار گرفته است.اگرچه اين نكته قبلا گفته شده اما تكرار آن به اين خاطر است كه به ياد داشته باشيم كودكان بزرگسال كوچك شده نيستند وفاكتورهايي متعددي مثل سايز بدن،سطوح گفتاروزبان، اين لينك شناخت محيط هاي شنوايي انها رااز بزرگسالان تميز مي دهد.

اين فاكتورها حتما بايد در پروسه ي انتخاب وتنظيم وسايل كمك شنوايي در نظر گرفته ورعايت شود.اين پروسه با انتخاب وسيله مناسب وOptionهاي پردازشگر سيگنال شروع مي شود،پس از اينكه اين optionها تعين شد قدم بعدي انتخاب كردن بهره وخروجي مناسب براي سمعك است.

براي توسعه وپيشرفت اين اهداف متدهاي تجويزي كه براي كودكان وبزرگسالان در نظر گرفته شده ضروري است وهنگامي كه وسيله كمك شنوايي به سطح تعيين شده(تجويز شده)رسيد عملكرد ان تائيد مي شود.

گام بعدي در اين پروسه تائيد سلامت سيستم شنوايي است.

هربخشي كه در مورد تجهيزات شنوايي در جمعيت كودكان باشد بدون در نظر گرفتن پبامدهاي ناشي از تقويت كردن ناتمام خواهند ماند به اين دليل كه تجهيزات شنوايي به تنهايي نمي توانند در تمام محيط ها اطللاعات آكوستيكي رافراهم كنند تكنولوژي تجهيزات كمكي هم بايد در نظر گرفته شود.

وقتي در مورد انتخاب و تنظيم وسايل كمك شنوايي در بچه ها بحث مي كنيم خيلي مهم است كه به خاطر داشته باشيم amplification  (تقويت)فقط يكي از جنبه هاي برنامه ي توانبخشي است،مروري بر تشخيص كم شنوايي و چگونگي ارتباط آن با پروسه ي amplification به انجام اين مرحله كمك خواهد كرد.

تشخيص كم شنوايي

شواهد نشان داده است كودكاني كه تا قبل از سن 6 ماهگي كم شنوايي شان تشخيص داده شده است نسبت به كودكاني كه بعد از 6 ماهگي شناسايي شده اند از نظر تكامل زبان رشد قابل توجه و بهتري داشته اند .

به علاوه moeller در سال 2000 نشان داد كودكاني كه تا قبل از سن 11 ماهگي كم شنوايي شان  تشخيص داده شده در سن 5 سالگي از نظر دامنه لغات و مهارتهاي پاسخ هاي شفاهي نسبت به ديگران نتايج بهتري داشتند .

Rabuu در سال 1997 طي مقاله اي گزارش كرد مطالعات متعددي نشان مي دهد كه دوره ي بحراني براي تكامل phonology (آواشناسي) بالاي سن 12 ماهگي است .

اين مطالعات اهميت تشخيص و درمان زود هنگام كم شنوايي را تاييد مي كند.

منبع: 

www.tehransafir.com

 

www.tehransafir.com

www.tehransafir.com

۲۹ بازديد

. در اين ميان ، CGRP با استيل كولين در بيشتر نورون هاي حركتي colocalized شده و سنتز گيرنده ي استيل كولين را تنظيم مي كنند . به نظر مي رسد CGRP ، در گونه هاي مختلف پستانداران با آنزيم كولينرژيك موجود در هسته هاي زيتوني خارجي، اما نه با نورون هاي داخلي colocalize شده اند . اين مطالعات به نظر مي رسد در تناقض با نتايج سمعك به عمل آمده از تحقيقات صورت گرفته بر روي (در داخل) گوش داخلي باشد . در حلزون ، انتقال سيناپسي وابران خارجي توسط گيرنده هاي استيل كولين و گابا در ميان واقع شده اند ، در حاليكه انتقال سيناپسي وابران داخلي توسط گيرنده هاي استيل كولين در ميان واقع شده اند . شكل 3 – 12 خلاصه داده هاي ايمنوسيتوشيمي فعلي را براي استيل كولين ، گابا و CGRP در سيستم OC جوندگان (مثل موش) نشان مي دهد . بررسي هاي گسترده اي از انتقال دهنده هاي عصبي وابران مهم (مشهور) و نوروپپتيدهاي موجود در گوش داخلي قبلا منشر شده اند .

فيزيولوژي مسير وابران داخلي

از دهه ي 1950 كه تحريك الكتريكي دسته ي زيتوني حلزوني ، آستانه هاي حلزون را افزايش داد ، باعث شده كه گوش حساسيت كمتري نسبت به صداها پيدا كند . از آن زمان به بعد ، نشان داده شده كه پاسخ الياف وابران به صدا و بدين گونه از قسمت محرك ، رفلكس برانگيخته صدا به گوش ئاخلي به عنوان رفلكس وابران شناخته شده است (شكل 4 – 12 ) . اين احتمال وجود دارد كه همه ي اثرات شناخته شده تحريك دسته ي زيتوني حلزوني به اجزاي حلزون زيتوني داخلي ميلين دار نسبت داده شوند و تمامي يافته هاي فيزيولوژيك مربوط به وابران هاي زيتوني حلزوني از الياف زيتون حلزوني داخلي بوده است . در مورد فيزيولوژي و عملكرد انشعابات زيتوني حلزوني خارجي اطلاعات كمي وجود دارد . فعاليت سيستم زيتوني حلزوني داخلي آستانه ها را در محدوده ي شنوايي افزايش مي دهد . نورون هاي زيتوني حلزوني داخلي ، توسط دسته هاي زيتوني حلزوني متقاطع از دو طرف ساقه ي مغز به هر دو گوش منشعب مي شوند . در ابتدا مطالعات صورت گرفته بر حيوانات ، مزاياي اين مسير آناتوميكي را مشخص نمود ، به خصوص كه مي توان را در كف بطن چهارم به صورت الكتريكي تحريك نمود . Galambos (1956) براي اولين بار در گربه ها نشان داد كه تحريك الكتريكي دسته ي زيتوني حلزوني متقاطع ، پتانسيل عمل تركيبي عصب شنوايي را تغيير مي دهد . Galambos كاهش ر را در دامنه ي CAP در پاسخ به كليك در يك زمينه سكوت مشاهده نمود . اين پاسخ عصبي بزرگ به يك نقش بازدارنده براي تحريك دسته ي زيتوني حلزوني متقاطع اشاره مي كند . تحريك الكتريكي دسته ي زيتوني حلزوني متقاطع ميزان تخليه از تك الياف آوران را در پاسخ به محرك صوتي شدت پايين يا متوسط كاهش مي دهد . حداكثر مهار در ميزان تخليه فيبر آوران از تحريك الكتريكي دسته ي زيتوني حلزوني مي تواند محدوده ي بين 1 تا 25 db spl مربوط به كاهش در فعاليت تكانه (پتانسيل عمل) بين 10% و 95% و يك تغيير در آستانه ي 12 – 14 db باشد. رفلكس زيتوني حلزوني داخلي همانند رفلكس شنوايي(آكوستيك) عضله ي گوش مياني توسط صداهاي موجود در گوش همان سمت و يا سمت مقابل به سمت عقب كشيده مي شود . رفلكس در واقع حداكثر تحريكي است كه از سر و صداي دو گوش مي رسد . در اين رفلكس حلقه ي پاسخ همان طرف قوي تر از حلقه ي پاسخ طرف مقابل است . آستانه ها براي فعاليت رفلكس زيتوني حلزوني داخلي پايين هستند ، تقريبا 10 تا 20 db spl بالاتر از آستانه ي شنوايي . فركانس هاي صدا اكثرا متاثر از مسير زيتوني حلزوني داخلي در مناطق فركانس متوسط به بالا هستند. اين ويژگي فركانس كه تراكم پايانه هاي زيتوني حلزوني را در امتداد مارپيچ حلزوني تقليد مي كند عبارتند از : پايانه هاي وابراني كه در مناطق راسي كم هستند . از آن جايي كه همه ي داده ها به روز جمع آوري شده اند ، ما معمولا انتظار داريم منطقه ي اثر اوج به مقدار نامشخصي در انسان ها نسبت به حيوانات پايين تر باشد . مكانيسم رفلكس شامل مدولاسيون (نوسان) عملكرد سلول مويي خارجي است . افزايش آستانه ي تحريك دسته ي زيتوني حلزوني موجب زياد شدن (افزايش) استيل كولين از پايانه هاي زيتوني حلزوني داخلي در سلول هاي مويي خارجي مي شود . در غياب تحريك زيتوني حلزوني داخلي ، سلول هاي مويي خارجي مانند (محرك هاي) كوچك عمل مي كنند و در پاسخ به صدا باعث تقويت ارتعاشي در طول اندام كورتي مي شوند 

۲۱ بازديد

Electrophysiolgoic Tests  :

الكترونيستاگموگرافي(ENG:Electronystagmography ) :

 ENG يكي ازروشهاي تشخيصي نورواتولوژيك است كه به بررسي علل سرگيجه واختلال تعادل مي پردازد .ازجمله قابليتهايENGثبت همزمان نيستاگموس است .نيستاگموس حركات منظم و نوساني  چشم ها ست كه بطور غير ارادي  رخ مي دهد . همچنانكه  علا مت  خارجي يك بيماري عفوني تب مي باشد، ‌علا مت خارجي يك سرگيجه واقعي نيستاگموس است.  نيستاگموس هم بصورت فيزيولوژيك و هم بصورت پاتولوژيك ميتواند بروز كند.

ENG قابليت انجام آزمونهاي زير را دارد:

بررسي ضايعات مركزي ياtests   : Oculo - motorنتايج طبيعي اين تستهادرآسيب وستيبولارمحيطي ونتايج غيرطبيعي درضايعات ساقهء مغزو مخچه مشاهده مي شود.

بررسي ضايعات محيطي يا vestibular tests : نتايج سمعك غيرطبيعي درآسيب وستيبولارمحيطي و پاسخهاي طبيعي درضايعات ساقهء مغزو مخچه مشاهده مي شود

انجام موفقيت آميز توانبخشي وستيبول توسط اديولوژيست ، منوط به تشخيص صحيح ودقيق محل ضايعه ، شناسايي نوع، ويژگي وجهت نيستاگموس مي باشد.طبق بررسي درضايعات وستيبولار محيطي ،90% افراد بايك جلسه توانبخشي،98% افراد بادوتا سه جلسه توانبخشي بهبود مي يابند وتنها 2% ازافراد پاسخ مناسبي به اينگونه درمان نشان نمي دهند.

اتوآكوستيك ايميشن((OAE :

اين آزمون جهت مطالعهء عملكردسلولهاي مويي شنوايي (Outer &Inner hair cells) حلزون گوش داخلي قابل استفاده است.كاربردآن درمواردزير مي باشد: بيماريابي شنوايي (نوزادان،كودكان ،معلولين ذهني  )- افتراق كم شنوايي حسي)بيماري منير،كم شنوايي ناگهاني) ازعصبي ) (Auditory neuropathy -   و كشف تمارض

   اتوآكوستيك ايميشن به  دونوع تقسيم بندي مي شود:

1-Evoked Transient OAE(TEOAE): وجودآن نشان ميدهد كه درشدت صوتي 20تا40دسي بل ويا بهتر عملكردحلزون گوش داخلي درمحدودهء طبيعي قرار داردو براي بررسي محدودۀ Low frequencyحلزون استفاده مي شود.

2-Distortion product OAE(DPOAE): براي بررسي محدودهء High frequencyحلزون استفاده مي شود .بااستفاده ازDPOAEتشخيص زودهنگام اديوگرامهاي غيرطبيعي امكان پذير است.

پاسخهاي برانگيخته شنيداري ساقه مغز (s ABR :Auditory Brainstem Response ):

۱۷ بازديد

Electrophysiolgoic Tests  :

الكترونيستاگموگرافي(ENG:Electronystagmography ) :

 ENG يكي ازروشهاي تشخيصي نورواتولوژيك است كه به بررسي علل سرگيجه واختلال تعادل مي پردازد .ازجمله قابليتهايENGثبت همزمان نيستاگموس است .نيستاگموس حركات منظم و نوساني  چشم ها ست كه بطور غير ارادي  رخ مي دهد . همچنانكه  علا مت  خارجي يك بيماري عفوني تب مي باشد، ‌علا مت خارجي يك سرگيجه واقعي نيستاگموس است.  نيستاگموس هم بصورت فيزيولوژيك و هم بصورت پاتولوژيك ميتواند بروز كند.

ENG قابليت انجام آزمونهاي زير را دارد:

بررسي ضايعات مركزي ياtests   : Oculo - motorنتايج طبيعي اين تستهادرآسيب وستيبولارمحيطي ونتايج غيرطبيعي درضايعات ساقهء مغزو مخچه مشاهده مي شود.

بررسي ضايعات محيطي يا vestibular tests : نتايج سمعك غيرطبيعي درآسيب وستيبولارمحيطي و پاسخهاي طبيعي درضايعات ساقهء مغزو مخچه مشاهده مي شود

انجام موفقيت آميز توانبخشي وستيبول توسط اديولوژيست ، منوط به تشخيص صحيح ودقيق محل ضايعه ، شناسايي نوع، ويژگي وجهت نيستاگموس مي باشد.طبق بررسي درضايعات وستيبولار محيطي ،90% افراد بايك جلسه توانبخشي،98% افراد بادوتا سه جلسه توانبخشي بهبود مي يابند وتنها 2% ازافراد پاسخ مناسبي به اينگونه درمان نشان نمي دهند.

اتوآكوستيك ايميشن((OAE :

اين آزمون جهت مطالعهء عملكردسلولهاي مويي شنوايي (Outer &Inner hair cells) حلزون گوش داخلي قابل استفاده است.كاربردآن درمواردزير مي باشد: بيماريابي شنوايي (نوزادان،كودكان ،معلولين ذهني  )- افتراق كم شنوايي حسي)بيماري منير،كم شنوايي ناگهاني) ازعصبي ) (Auditory neuropathy -   و كشف تمارض

   اتوآكوستيك ايميشن به  دونوع تقسيم بندي مي شود:

1-Evoked Transient OAE(TEOAE): وجودآن نشان ميدهد كه درشدت صوتي 20تا40دسي بل ويا بهتر عملكردحلزون گوش داخلي درمحدودهء طبيعي قرار داردو براي بررسي محدودۀ Low frequencyحلزون استفاده مي شود.

2-Distortion product OAE(DPOAE): براي بررسي محدودهء High frequencyحلزون استفاده مي شود .بااستفاده ازDPOAEتشخيص زودهنگام اديوگرامهاي غيرطبيعي امكان پذير است.

پاسخهاي برانگيخته شنيداري ساقه مغز (s ABR :Auditory Brainstem Response ):

۱۵ بازديد

در معرض نويز بودني كه يك تغيير دائمي مطمئن را براي يك فرد با شنوايي نرمال ايجاد كند، براي مثال در فردي با كم شنوايي شديد تغيير آستانه خيلي كمي را ايجاد خواهد كرد . اساسا افراد كم شنوا كه قبلا اكثر رد ياب هاي حساس سمعك تهران صفير حلزون را از دست داده اند و در معرض نويز قرار گرفتن آسيب بيشتري را به سلول هاي مويي داخلي وخارجي باقيمانده وارد ميكند. روشهايي جهت محاسبه ميزان تغيير آستانه موقتي (TST )وتغيير آستانه دائمي (PTS) كه به دليل در معرض بودن براي يك فرد با شنوايي نرمال ايجاد شده است ، حداقل در احساس آماري به خوبي قابل فهم اند.تاثير كم شنوايي اولي روي آسيب مابعد ميتواند به صورت تئوري محاسبه شود.(پانل را ببينيد.) در يك سطح ورودي شناخته شده ،  NIHLكه ميتوند به طور دقيقي پيش بيني واندازگيري شود، به وسيله يك سمعك ايجاد شود. فاكتور تاثير گذار دوم براي بر روي NIHL دوز نويز روزانه تجربه شده توسط فرد استفاده كننده است . اين دوز به سطحي در خروجي سمعك و ميزان زماني كه اين سطح ادامه دار ميشود ، بستگي دارد. چون سطح ورودي با زمان نوسان ميكند، بنابراين سطح خروجي كفايت ميكند. ومعلوم نيست سطح خروجي را به عنوان يك شماره نماينده سيگنال توصيف ميكند.مقدار معني دار سطوح  rms اصطلاح كوتاه ( هر اندازگيري با استفاده از زمان ميانگيري سريع از روي يك ميزان سطح صوت) تاييد شده است براي اينكه بهترين راه براي بيان يك سطح متغغير باشد در صورتي شخص پيش بيني كند كه TTS& PTS چقدر اتفاق مي افتد.

سطح خروجي يك سمعك در هر زماني به سه چيز بستگي دارد.اول بيشتر بودن بهره كه سطح خروجي بيشتر خواهد بود.دوم بيشتر بودن سطح صوت ورودي در ورود به سمعك، سطح خروجي بيشتر خواهد بود. البته اين دو مورد فقط زماني صحيح اند كه خروجي از حداكثر محدوديت خروجي سمعك كمتر است.

 تركيبي از سطوح ورودي وبهره به طور موثري اشباع سمعك را بيشتر ميكند ، سطوح خروجي به طور عمده توسطOSPL90 سمعك تعيين شده است.(يا به طور دقيق تر توسطRESR ).در گروهي از كودكان مدرسه اي كه توسطMacrae مطالعه شده است ، به طور بسيار نادري خروجي سمعك به سطح حداكثرش رسيده است كه در كل دوز نويز تقريبا به وسيله تركيبي از سطح ورودي وبهره، تا اينكه با OSPL90 تعيين شود ، تعيين شده است.اين يافته بسيار مهم است به طوري كه اغلب به طور اشتباهي گمان ميكنندكه بيخطري يك سمعك منحصرا توسط OSPL90  ش تعيين شده است.با اين وجود شواهدي از اينكه OSPL90 در امنيت تاثير ميگذارد به عنوان بازبيني در مكراي وجود دارد.اين احتمال فقط در اين فيتينگ ها اتفاق ميافتد جايي كه اغلب حداكثر خروجي سمعك كسب شده است.

PTS به سمت يك مقدار نهايي پيش ميرودكه مساوي با خط مجانب TTS است.اين ميزان كه در آن PTS رشد ميكندبه مقدار در معرض بودن نويز بستگي دارد.اول، اگر TTS از يك مقدار معيني تجاوز كند، توسط مكراي به عنوان محدوديت بيخطررجوع داده ميشود، PTS به سرعت شروع به انباشته شدن خواهد كرد،ودر كمتر از 10 سالبه مقدار نهاييش ميرسد.در افراد با شنوايي نرمال محدوديت بيخطرحدودا 50dB از TTS است.قانون قدرت تعديل شده ميتواند استفاده شود براي پيش بيني اينكه محدوديت بيخطر به طور مهيجي در هنگام افزايش كم شنوايي ، افزايش ميابد وفقط 2dB براي يك آستانه شنوايي از 10dB HL است. دوم ، اگر TTS بسيار كمتر از محدوديت بيخطر است؛ممكن است چندين دهه در معرض نويز بودن سپري شود قبل از اينكه PTS به سمت مقدار نهايتش رشد مي كند TTS وPTS با استفاده از سمعك واقعا احتكال داده مي شوند . به طور مثال استفاده از 15dB بيشتر از بهره اي كه در روش NAL-RP در 1KH توصيه مي شود ، براي ايجاد TTS سه دسي بلي (و از اين جهت احتمالا همان مقدار RTS )براي هر فردي با آستانه هاي شنوايي اوليه از 50dBHL كافي است. اين مثال فرض مي كند كه سطح ورودي معني دار 61dBSPL است . اگر سطح ورودي به طور معني داري بالاتر از آن است، حتي يك روش از تقويت نگهداري مي كندوقتي روش NAL-RP مي تواند منجر به TTS و PTS شود. از هر TTS حتي به اندازه 3dB هم كه شده بايد جلوگيري شود. همچنين يك پيشرو براي PTSمي شود و TTS اثرات فوري دارد . كاهش در توانايي ارتباط به زودي در فرد اتفاق خواهد افتاد. چون آنها همچنان كه كم شنوايي شان با اين 3dB در حال افزايش است و موقعي كه TTS حضور دارد خواهند شنيد.

 

منبع: 

https://www.tehransafir.com

۱۷ بازديد

 اگر ما كاملا  2000Hz  نمونه برداري كنيم ( مثلا : كاملا دو برابر فركانس سيگنال ) چه چيزي ممكن است اتفاق مي افتد ؟ در اين مورد ، زماني كه نمونه برداري در يا نزديك قله ها در موج سينوسي اتفاق مي افتد ، ما مي توانيم فركانس موج سينوسي سمعك را حل وفصل كنيم . اگرچه اين موج سينوسي بيشتر شبيه يك موج مثلثي به نظر مي رسد ، فركانس مناسب به دست مي آيد . شكل 11-7E همان فركانس نمونه برداري 2000Hz را نشان مي دهد ، اما زمان هاي نمونه برداري كمي از نظر زماني نسبت به شكل 11-7D جابجا شدند (shift in time) . شما ميتوانيد ببينيد كه فركانس در موج سينوسي 1000Hz دقيق ودرست است ، اما دامنه قله ناچيز پنداشته شده است .

 نشان مي دهد كه نمونه برداري در كاملا دوبرابر فركانس سيگنال آنالوگ ميتواند به صورت كافي ، فركانس مورد نظر را حل وفصل كند .

پس چرا در حالت تئوري Nyquist فركانس نمونه برداري بايد تنها بالاتر يا بيشتر از دو برابر بيشترين فركانس در سيگنال آنالوك باشد ؟؟؟

اين سوال با مراجعه به شكل  پاسخ داده ميشود ، كه درآن موج سينوسي 1000Hz به صورت ديجيتالي در 2000Hz نمونه گيري شده است ، اما در حال حاضر تعداد نمونه ها (زمان نمونه ها) در تقاطع صفر اتفاق مي افتد ، نه در قله ها يا نزديكي قله ها . اين يك خط صاف ايجاد مي كند (مثل يك سيگنال 0Hz) . چون اين فركانس 0Hz بطور واضح از فركانس سيگنال آنالوگ متفاوت (يا كمتر از آن ) است ، اين مثال aliasing  را نشان مي دهد . براي جلوگيري از aliasing ، ما بايد در كمي بيشتر از دو برابر بالاترين فركانس موجود در سيگنالمان نمونه برداري كنيم . دو بار نمونه برداري كردن در Nyquist rate (مثلا چهار بار در بيشترين فركانس سيگنال آنالوگ مورد نظر) فقط براي جانب احتياط براي خطاكردن عاقلانه است .

در موارد استفاده شده مربوط به كار AEP ، اگر ما بدانيم كه ABR مان انرژي قابل توجهي  از100Hz  تا 3000Hz دارد ، پس Nyquist rate تنها بالاي 6000Hz است ، و اين ريت نمونه گيري براي جلوگيري كردن ازaliasing  كافي ومناسب است . اگر ما Nyquist rate را دوبرابر كنيم ، فركانس نمونه برداري مطلوب تقريبا 12000Hz است .

۱۶ بازديد

جزئيات تكنيكي

بلوك دياگرام يك ابزار مورد استفاده براي كسب يك AEPدر شكل 11.2نشان داده شده است. شما بايد يك تحريك صوتي براي كسب AEP ارائه دهيد. به منظور ثبت AEP ،شما بايد پاسخ الكتريكي را از جمجمه ي فرد (يا براي ECOG،از كانال گوش سمعك ،پرده تيمپان ، يا دريچه ي گرد يا پرو منتوري) بدست آوريد. الكترود ها به عنوان رابط بين جمجمه (يا گوش) و ابزار الكترونيكي است . به دليل اينكه AEPs دامنه كوچكي دارند ،ما بايد از تقويت كننده هاي ويژه اي (bioamplifiers ناميده ميشود) استفاده كنيم تا اين سيگنال ها براي پردازش سيگنال مجدد به حد كافي بزرگ باشد و همچنين استفاده از فيلترينگ براي خلاص شدن از فعاليت الكتريكي ناخواسته رايج است. در نهايت، فعاليت الكتريكي ثبت شده جمجمه بايد به يك فرمت دو دويي تبديل شود به طوري كه بتوان توسط يك كامپيوتر ديجيتال مورد استفاده قرار گيرد، ابزاري كه اين تبديل را انجام مي دهد يك مبدل آنالوگ به ديجتال (ADC)است .يك بار ديگر در فرمت دودويي ،اطلاعات مي تواند توسط يك كامپيوتر ديجيتال دستكاري شود. اين دستكاري ميتواند فيلترهاي تكميلي (فيلترينگ ديجيتال ناميده مي شود) و حذف پاسخ هايي كه به شدت نويزي تلقي ميشوند(رد پاسخ هاي كاذب ناميده ميشود) و يك همزماني شروع محرك و ثبت پاسخ كه در اينجا ما به عنوان معدل گيري سيگنال در حوزه زماني معرفي خواهيم كرد، شامل شود. در ادامه اين بخش مروري خواهيم داشت بر محرك هاي مورد استفاده براي كسب AEPs